
"دوست من،" یک افسر برجسته ارتش رستگاری به یک گناهکار بسیار شرور گفت، "من زمانی یک مست، دزد و قاتل بودم. این لطف الهی است که من به آنچه امروز هستم تبدیل شدهام."
گناهکار بسیار شرور او را با دقت نگاه کرد، از سر تا پا لباس و رفتارش را بررسی کرد. با لبخندی کنایهآمیز پاسخ داد: "از این پس، فکر میکنم لطف الهی دیگر کاری به کار ما نخواهد داشت."
در آن لحظه، دو مرد در تقاطع رستگاری و انکار ایستاده بودند، هر کدام تجسم مسیری متفاوت در زندگی بودند. افسر، گواهی بر قدرت تغییر، و گناهکار، بازتابی از مقاومت در برابر دگرگونی.
رستگاری برای هر کسی ممکن است، صرف نظر از گذشتهاش، اما نیازمند پذیرش صادقانه و تمایل به تغییر است.
تبلیغ
فردا شب: روباه و لکلک