کتابخانه / Fantastic Fables

سگ و بازتابش

افسانه‌ای از Ambrose Bierce

طنز برای خوانندگان بزرگ‌تر

سگ و بازتابش

یک مقام دولتی، که گنبد کاپیتول را حمل می‌کرد، با روح پیشینی خود مواجه شد. این شبح از گور سیاسی خود برخاسته بود تا هشدار دهد: خدا او را زیر نظر دارد.

این ملاقات در نیمه‌شب در مکانی متروک اتفاق افتاد و فضایی ترسناک ایجاد کرد. مقام دولتی گنبد را روی زمین گذاشت و از مسافر فرضی خواست که دست‌هایش را بالا ببرد. شبح، بدون هیچ ترسی، پاسخ داد که آن‌ها را نخورده است.

همان‌طور که شبح وضعیت را توضیح می‌داد، مقام دولتی دیگری به طور خاموش ظاهر شد و گنبد را به مجموعه خود اضافه کرد، بدون اینکه مقام اول متوجه شود.

پند داستان
مغز داستان این است که طمع و فساد می‌تواند به سقوط فرد منجر شود، زیرا تلاش برای منافع شخصی اغلب به خیانت و زیان می‌انجامد.

تبلیغ

خواندن به زبانی دیگر

شب بخیر.

فردا شب: روباه و لکلک