کتابخانه / Fantastic Fables

سایه رهبر

افسانه‌ای از Ambrose Bierce

طنز برای خوانندگان بزرگ‌تر

سایه رهبر

یک روز آفتابی، یک رهبر سیاسی برای پیاده‌روی بیرون رفته بود که متوجه چیز غیرعادی شد: سایه‌اش از او جدا شده و به سرعت در حال دور شدن بود.

"بیا اینجا، ای نابکار!" او فریاد زد، از خیانت ناگهانی سایه‌اش متحیر شده بود.

"اگر نابکار بودم،" سایه پاسخ داد و سرعتش را بیشتر کرد، "از همان ابتدا تو را ترک نمی‌کردم."

این گفت‌وگوی غیرمنتظره رهبر را به تفکر درباره‌ی ماهیت وفاداری و جوهره‌ی واقعی شخصیتش واداشت.

پند داستان
مغز داستان این است که شخصیت فرد در اعمالش منعکس می‌شود، و اگر ماهیت واقعی کسی مورد سوال باشد، در نهایت آشکار خواهد شد.

پرسش‌های گفت‌وگو

  1. سایه در متن داستان چه چیزی را نمایندگی می‌کند؟
  2. چگونه می‌توان پیام این افسانه را به رهبران مدرن اعمال کرد؟
  3. آیا می‌توانید زمانی را به یاد آورید که شخصیت واقعی فردی از طریق اعمالش آشکار شده باشد؟

تبلیغ

خواندن به زبانی دیگر

شب بخیر.

فردا شب: روباه و لکلک